داستان عشق
براي عاشقان دل سوخته
![]() مثل چینی :اگر میخواهی برای یک روز معذب باشی مهمانی کن و اگر می خواهی برای یک سال معذب باشی پرنده نگاهدار و اگر می خواهی مادام العمر معذب باشی زن بگیر !!!
یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:53 :: نويسنده : حسين نبرد رستم و جومونگ یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:50 :: نويسنده : حسين
یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:48 :: نويسنده : حسين
یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:46 :: نويسنده : حسين ![]() شباهت دخترها و پسرها در ایران (طنز خنده دار)
1-هر دو تاشون فکر می کنن جامعه درکشون نمی کنه.
2-به دو تاشون اگر رو بدی سوارت میشن 3-هر دوشون می تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند. 4-هردوتاشون با والدینشون دعوا و درگیری دارند. 5- مهمترین ویژگی هر دوتاشون تغییر شخصیتشونه. 6-دو تا شون در ظاهر دشمن خونی جنس مخالف هستند اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش و ضعف میره. 7-دو تاشون از دروغ متنفرن اما هیچ وقت حرف راست نمی زنند! 8-دو تا شون تا سن 20 سالگی 3 بار عاشق میشن و در عشق شکست می خورند! از 20 به بعد هم تو رویا سیر میکنن و تو 40 سالگی که از رویا بیرون می آیند می بینن اطرافشون 5-6 تا بچه و بدبختی و بی پولی و ... هستش واسه همین این دفعه میرن تو کما و سکته میزنند!!! 9-وقتی با یه پسر یا دختر ایرونی قرار میزاری باید 2 ساعت دیرتر به محل قرار بری تا علف زیر پات جوانه نزنه! یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:44 :: نويسنده : حسين
. . . . . . بعداز ازدواج : صفاتو عشق است یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:43 :: نويسنده : حسين سه تا زن انگلیسی، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن كه اعتصاب كنن و دیگه كارای خونه رو نكنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یك هفته نتیجه كارو بهم بگن. به شوهرم گفتم كه من دیگه خسته شدم بنابراین نه نظافت منزل، نه آشپزی، نه اتو و نه … خلاصه از اینجور كارا دیگه بریدم. خودت یه فكری بكن من كه دیگه نیستم یعنی بریدم! روز بعد خبری نشد ، روز بعدش هم همینطور . روز سوم اوضاع عوض شد، شوهرم صبحانه را درست كرده بود و اورد تو رختحواب من هم هنوز خواب بودم ، وقتی بیدار شدم رفته بود . زن انگلیسی گفت: من هم مثل فرانسوی همونا را گفتم و رفتم كنار. روز اول و دوم خبری نشد ولی روز سوم دیدم شوهرم لیست خرید و كاملا تهیه كرده بود ، خونه رو تمیز كرد و گفت كاری نداری عزیزم منو بوسید و رفت. زن ایرانی گفت : من هم عین شما همونا رو به شوهرم گفتم اما روز اول چیزی ندیدم روز دوم هم چیزی ندیدم روز سوم هم چیزی ندیدم شكر خدا روز چهارم یه كمی تونستم با چشم چپم ببینم یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:40 :: نويسنده : حسين زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند. یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوی پارکینگ خانه داماد بود و روی شیشه اش زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت داماد دوم هم فردای آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روی شیشه اش نوبت به داماد آخری رسید. همین طور ایستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد. فردا صبح یک ماشین بی ام و آخرین مدل جلوی پارکینگ خانه داماد سوم بود یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:36 :: نويسنده : حسين هفت دلیل وجود دارد که بر طبق این دلایل خواهر محترمه جنیفر لوپز به بهشت میرود!!! یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:35 :: نويسنده : حسين دختر جوانی از مکزیک برای یک ماموریت اداری چند ماهه به آرژانتین منتقل شد پس از دوماه نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون : " لورای عزیزم متاسفانه دیکر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدم وباید بگویم که در این مدت ده بار به تو خیانت کرده ام ومی دانم که نه تو ونه من شایسته ی این وضع نیستیم. من راببخش وعکسی که به تو داده بودم برایم بفرست باعشق :روبرت " دختر جوان رنجیده خاطر از رفتار مرد از همه همکاران ودوستانش می خواهد که عکسی از نامزد08:24:53 ب.ظ، برادر، پسرعمو،پسردایی و... خودشان به او قرض دهند وهمه آن عکس ها را با که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند به این مضمون :
"روبرت عزیز مرا ببخش اما هرچه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم،لطفا عکس خودت را از میان عکس های توی پاکت جداکن وبقیه را به من برگردان"
یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:30 :: نويسنده : حسين ساعت ۲ نصف شب در یک اتاق دانشجویی ساعت ۳ نصف شب کل خوابگاه منهای سرپرست ساعت ۴ صبح هنگام خواب وضعیت تحصیل در خوابگاه یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:29 :: نويسنده : حسين یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:25 :: نويسنده : حسين چرا راننده ها زیر بارون دلشون فقط برای زنها می سوزه؟ ۲ چرا استادها به دخترها بهتر نمره میدن؟ ۳ چرا بارون میاد، ترافیک میشه؟ ۴ چرا تو خونه ۴٠متری ال سی دی ۵٢ اینچی میذارن؟ ۵ چرا به هرکی مسن تره بیشتر اعتماد می کنن؟ ۶ چرا از در که میخوان رد بشن تعارف میکنن ولی سر تقاطع به هم رحم نمیکنن؟ ۷ چرا تو شهروند و هایپراستار و چشم میدوزن به سبد همدیگه؟ ۸ چرا از تو ماشین پوست پرتغال می ریزن بیرون؟ ۹ چرا تو اتوبان وقتی به ماشین جلویی می رسند چراغ میدن؟ ۱۰ چرا وقتی می رن لباس بخرن بقیه مغازه ها رو هم نگاه می کنن؟ ۱۱ چرا قبل از ازدواج دنبال پول طرف مقابلن نه اخلاقش؟ ۱۲ چرا بعد از ازدواج دنبال اخلاق طرف مقابلن نه پولش؟ ۱۳ چرا همه دوست دارن از این کشور برن؟ ۱۴ چرا اونهایی که رفتن می خوان برگردن؟ ۱۵ چرا روز پدر همه لباس زیر کادو می خرند؟ ۱۶ چرا مردها روز زن فقط طلا و ادکلن کادو می خرند؟ ۱۷ چرا فیلم زیاد می بینن ولی کتاب نمی خونن؟ ۱۸ چرا اونهایی که زبانشون خوبه هم فیلم رو با زیرنویس نگاه میکنن؟ ۱۹ چرا باجناقها هیچوقت از هم خوششون نمیاد؟ ۲۰ چرا زنها بچه برادرشون رو بیشتر از بچه خواهرشون دوست دارند؟ ۲۱ چرا پدر دخترها تو خواستگاری کمتر از همه حرف می زنن؟ ۲۲ چرا مراسم ختم ساعت ۴ بعد از ظهر تشکیل میشه؟ ۲۳ چرا زنها با اینکه قلبا زن زلیلیسم رو قبول ندارن ازش دفاع میکنن؟ ۲۴ چرا زنها نمیتونن ماشین پارک کنن؟ ۲۵ چرا زنها تو هر مهمونی نباید لباس تکراری بپوشن؟ ۲۶ چرا تو مهمونی اگه موز بخورن بی کلاسیه ولی سیب و پرتغال نه؟ ۲۷ چرا هر رابطه ای یا باید مخفی باشه یا به ازدواج ختم بشه؟ ۲۹ چرا اگه دوستمون ماشین و خونه بخره ما چشمامون در میاد؟ ۳۰ چرا بچه ها همه خانوما رو خاله خودش میدونه ؟ ۳۱ چرا با اینهمه شاعری که در طول تاریخ دارن شعر ترانه هاشون رو مریم حیدرزاده میگه ۳۲ چرا با موسیقی سنتی شون نمیشه رقصید؟ ۳۳ چرا سه تار سه تا تار نداره؟ ۳۴ چرا قرارداد کارمندی رو کارفرماها تنظیم میکنن؟ ۳۵ چرا اکثر ماشینها یا سفیدن یا سیاه یا نقره ای؟ ۳۶ چرا نمیشه با کت و شلوار کتونی پوشید؟ ۳۷ چرا ترکها نمیتونن با هم فارسی صحبت کنن؟ ۳۸ چرا زنها وقتی ابرو بر می دارن روحیشون بهتر میشه؟(چه ربطی داره ابرو با روحیه؟) ۳۹ چرا زنها لوازم ارایش رو روی شصتشون تست میکنن؟ چرا مثل کرم پشت دستشون نمی زنن؟ ۴۰ چرا زنها وقتی رژلب می زنن گردنشون رو به سمت آینه دراز می کنن؟ ۴۱ چرا مردها فرق آرایش ۵٠ هزارتومنی با آرایش ١۵ میلیون تومنی رو نمیفهمن؟ ۴۲ چرا زنها ۲۵۶ رنگ رو با اسم بلدن درحالیکه در طبیعت ۱۰-۱۲ رنگ بیشتر وجود نداره؟ ۴۳ چرا کادوهای عروسی رو یه روز بعد از عروسی (پاتختی) می دن؟ ۴۴ چرا داماد باید برقصه ؟ ۴۵ چرا موقع پخش صحبتهای رئیس جمهور زیرنویس تبلیغاتی نمی ذارن؟ ۴۶ چرا مردم تو تاکسی راجع به سیاست صحبت میکنن؟ ۴۷ چرا وقتی یه چیزی خوبه میخایم صاحابش بشیم؟ ۴۸ چرا وقتی خانومها به تقاطع می رسن بجای ترمز رو گاز فشار میارن؟ ۴۹ چرا قسمت مردانه اتوبوس بزرگتر از قسمت زنانه است؟ ۵۰ چرا تو اتوبان دست انداز میذارن؟ ۵۱ چرا کسی برای صبحونه کسی رو مهمون نمیکنه؟ ۵۲ چرا پشت کامیونها شعر می نویسن ؟ ۵۳ چرا تو هر کوچه ای بجای یکی چندتا تکیه هست؟ ۵۴ چرا سر عقد عروس دفعه سوم میگه بله؟ ۵۵ چرا آدمها وقتی عکس میگیرن روپنجه بلند می شن؟ ۵۶ چرا با اینکه همه فضولند از فضولی بدشون میاد؟ ۵۷ چرا راننده تاکسی ها از همه بدتر رانندگی میکنن؟ ۵۸ چرا مردها ترجیح میدن گم شن اما آدرس نپرسن؟ ۵۹ چرا با پیتزا دوغ نمیخورن؟ ۶۰ چرا مردها مناسبتها رو فراموش میکنن؟ ۶۱ چرا زنها سالوادور و فارسی ۱ رو از شوهراشون بیشتر میبینند؟ ۶۲ چرا انقدر حواست پرت شده که نفهمیدی از شماره ۳۲ بلافاصله پریدم شماره ۳۵؟ ۶۳ چرا انقدر ساده ای که الان رفتی دوباره بالا شماره ۳۲ تا ۳۵ رو دیدی؟ چرا به چشماتم شک داری ها ؟! چرا ؟!
یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:20 :: نويسنده : حسين سن 14 سالگی : تا پارسال هر کی بهشون می گفت چطوری؟ میگفتن ... خوبم مرسی ... حالا میگن مرسی خوبم
سن 15 سالگی : هر کی بهشون بگه سلام ... میگن علیک سلام ... نقاشیشون بهتر میشه » بتونه کاری و رنگ آمیزی سن 16 سالگی : یعنی یه عاشق واقعیند ... فردا صبح هم میخوان خودکشی کنن ... شوخی هم ندارن سن 17 سالگی : نشستن و اشک می ریزن ... بهشون بی وفایی شده ... کوران حوادث سن 18 سالگی : دیگه اصلا عشق بی عشق ... توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن سن 19 سالگی : از بی توجهی یه نفر رنج می برن ... فکر می کنن اون یه آدم به تمام معناست سن 20 سالگی : نه , نه ... اون منو نمی خواست آخرش منو یه کور و کچلی می گیره ... می دونم سن 21 سالگی : فقط سن 27-28 سالگی قصد ازدواج دارن ، فقط سن 22 سالگی : خوش تیپ باشه ، پولدار باشه ، تحصیلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چی نباشه سن 23 سالگی : همهء خواستگارا رو رد می کنن سن 24 سالگی : زیاد مهم نیست که چه ریختییه یا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه سن 25 سالگی : اااااااه ، پس چرا دیگه هیچکی نمی یاد... هر کن میخواد باشه ، باشه سن 26 سالگی : یه نفر می یاد ، همین خوبه ، بله سن 27 سالگی : آخیش سن 28 سالگی : کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نمیومدی
یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:16 :: نويسنده : حسين * ازدواج مسلم: ازدواج اول که حق مسلم هر مردی است. [ یکشنبه چهاردهم فروردین 1390 ] [ 12:16 ] [ نسرین ]
یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, :: 16:12 :: نويسنده : حسين
.
.
.
.
. سه شنبه 2 خرداد 1391برچسب:, :: 20:8 :: نويسنده : حسين
دو شنبه 1 خرداد 1391برچسب:, :: 15:47 :: نويسنده : حسين
درباره وبلاگ ![]() من نه عاشق هستم ونه دلداده به گیسوی بلند ونه آلوده به افکار پلید من خودم هستم ویک حس غریب ............ ㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡ تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خو اهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد ㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡ ازین به بعد شاید موزیکای غمگینم اپ کنم آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |