شاید آن روز که سهراب نوشت :
تا شقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت
هر گلی هم باشی
چه شقایق چه گل پیچک و یاس
!!!! زندگی اجبارست
داستان عشق
براي عاشقان دل سوخته
شاید آن روز که سهراب نوشت : شاید آن روز که سهراب نوشت :
من از این فاصله ها فاصله ها دلگیرم بی تو اینجا چه غریبانه شبی میمیرم دیرسالیت که میخواهم از اینجا بروم ولی انگار که با قلب زمین زنجیرم مثل این است که من به همه هق هق خود روی سجاده احساس تو جان می گیرم
آدمک آخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که ترا عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی کل دنیل سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی
نظرات شما عزیزان: سه شنبه 15 فروردين 1391برچسب:, :: 19:13 :: نويسنده : حسين
درباره وبلاگ ![]() من نه عاشق هستم ونه دلداده به گیسوی بلند ونه آلوده به افکار پلید من خودم هستم ویک حس غریب ............ ㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡ تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خو اهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد ㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡ ازین به بعد شاید موزیکای غمگینم اپ کنم آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |