داستان عشق
براي عاشقان دل سوخته
طبق معمول مامانم بابامو صدا زد که بیاد دره شیشه سس رو باز کنه خوش باشي عزيز دلم نظرات شما عزیزان: ye dost
![]() ساعت16:51---20 ارديبهشت 1391
baba eyval pish pish roze pedar mobarak ve eftekhare hameye babaha bezan kaf ghashangaro
![]()
سلام، خسته نباشین ... واقعا قشنگ بود و آموزنده، کلی دلم گرفت . همیشه همین طوریه پدر و مادرها بزرگوارن و بچه ها ...!
![]() asal jon
![]() ساعت21:17---16 ارديبهشت 1391
salam azizam kheli bahal bod.vaghean hame babaha hamintoran nazaret chiye?
![]() جمعه 15 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 14:53 :: نويسنده : حسين
درباره وبلاگ ![]() من نه عاشق هستم ونه دلداده به گیسوی بلند ونه آلوده به افکار پلید من خودم هستم ویک حس غریب ............ ㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡ تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خو اهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد ㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡ ازین به بعد شاید موزیکای غمگینم اپ کنم آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |