داستان عشق
براي عاشقان دل سوخته
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و... خوش باشي عزيز دلم نظرات شما عزیزان:
wow kheeeyyyyli ghashang bo0o0o0od
mrc agha hossein ![]() ![]()
0000000_0000000
_00000000_0000000 _0000000000000000 __00000000000000 ____00000000000 _____000000000 _________0 ________*__000000___00000 _______*__00000000_0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 ______*_____000000000000 ________*_____0000000 _________*______0000 _000000___00000___* 00000000_0000000___* 0000000000000000____* _00000000000000_____* ___00000000000_____* ______00000_______* _______000_______* ________*__000000___00000 _______*__00000000_0000000 ______*___0000000000000000 ______*____00000000000000 ______*______00000000000 _______*_______0000000 ________*_______0000 ------------------*______* _________*_______* __________* ___________*____* سلام دوست خوبم خوش حال میشم که حتما حتما عقیده و نظرت درباره متن این پستم رو بدونم[لبخند] سه شنبه 12 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 14:25 :: نويسنده : حسين
درباره وبلاگ ![]() من نه عاشق هستم ونه دلداده به گیسوی بلند ونه آلوده به افکار پلید من خودم هستم ویک حس غریب ............ ㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡ تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خو اهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد ㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡㋡ ازین به بعد شاید موزیکای غمگینم اپ کنم آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
![]() |